الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
449
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) 5 - از عمر بن ابان ، گويد : از امام صادق ( ع ) در بارهء مستضعفين پرسيدم ، در پاسخ فرمود : آنان اهل ولايت هستند ، گفتم : كدام ولايت ؟ در پاسخ فرمود : ولايت در ديانت و مذهب نيست ولى ولايت و هم بستگى در زناشوئى و ارث و معاشرت است و آنان نه مؤمن باشند و نه كافر و از آنها باشند آنها كه كارشان با خدا است عز و جل . ( 2 ) 6 - از اسماعيل جعفى ، گويد : از امام باقر ( ع ) پرسيدم از دينى كه براى بندگان روا نيست بدان نادان بمانند ، در پاسخ فرمود : دين واسع است و رسا و خوارج از نادانى بر خود تنگ گرفتند ، گفتم : قربانت ! من دين خودم را كه بدان معتقدم باز گويم ؟ فرمود : آرى ، گفتم : گواهم كه تنها معبود شايستهء خدا است و گواهم كه محمد بنده و رسول او است و آنچه از جانب خدا آورده قبول دارم و شما را دوست دار و پيروم و از دشمن شما بيزارم و از هر كه بر گردن شما سوار شود و بر شما به زور فرمان روائى كند و حق شما را به ستم ببرد ، فرمود : تو چيزى كم ندارى و نادان نيستى ، همان است كه سوگند به خدا ما هم بدان معتقديم ، گفتم : آيا كسى كه اين امر را نداند سلامت بماند ؟ فرمود : نه ، مگر مستضعفان ، گفتم : آنها كيانند ؟ فرمود : زنان و فرزندان شماها سپس فرمود : تو ام ايمن را مىدانى ( آزاد كردهء رسول خدا بوده و از گواهان فدك است ) به راستى من گواهم كه او از اهل بهشت است و او هم نمىفهميد اين مذهب و عقيدهاى كه شما داريد ( يعنى امامت سائر ائمه جز امير المؤمنين را نمىدانست و نسبت بدان معذور بود - از مجلسى ره ) .